قلیان

قلیان

بیا به لحظه های وحشی خودمان برگردیم به جرعه های گس گرم چای به بانگ بی امان گنجشکان و ضیط

شب

شب

هنوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگیر و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند